evaporize معنی فارسی تبخيرکردن بخارکردن واژههای دیگر با معنی «تبخيرکردن» evaporate تبخيرکردن، خشک کردن، کم اب کردن exhale بيرون دادن، براوردن، تبخيرکردن fumigate بخاردادن، دود دادن، معطرکردن