evulsion معنی فارسی کندن قلع استخراج معنی کامل و مثالها /ē vul´shǝn/n.● ریشه کن سازی، ریشه کنی، بن کنی، براندازی واژههای دیگر با معنی «کندن» excavate کندن، حفرکردن، پوک کردن graven کندن، تراشيدن، نشاندن graved کندن، نقش کردن، نشاندن dig کندن، فروکردن، زدن avulsion کندن، قلع، انتزاع discerption کندن، تکه جداشده tearoff کندن از، پاره پاره کردن. tweese کندن مو، انبرک. tweeze کندن مو، انبرک. moil جان کندن، رنج فراوان کشيدن، در خاک و گل غلتيدن