دیکشنری فارسی

graven

UKgrɑːvn US'greıvən

معنی فارسی

کندن تراشيدن نشاندن درخاک دنهادن جايگيرساختن

معنی کامل و مثال‌ها

/grāv´ǝn/vt.

اسم مفعول (اختیاری) فعل: grave

تعریف انگلیسی

adjective
  1. cut into a desired shape “graven images” “sculptured representations”
  2. cut or impressed into a surface “an incised design” “engraved invitations”

واژه‌های دیگر با معنی «کندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن