دیکشنری فارسی

expropriate

USek'sprəuprı'eıt

معنی فارسی

گرفتن ، استملاک کردن ، بي بهره کردن ،

سلب مالکيت کردن از

معنی کامل و مثال‌ها

/eks prō´prē āt´/vt.

(گرفتن ملک و غیره از صاحب آن برای منظورهای عام‌المنفعه مثلا کشیدن جاده) سلب مالکیت کردن (به واسطه‌ی افتادن در طرح)، به‌زور ستاندن، مصادره کردن

lands expropriated for the construction of a hospital

زمین مصادره شده برای ساختمان بیمارستان

(ملک و غیره را) از دیگری به خود انتقال دادن

(از نظر مالی یا ملکی) اجحاف کردن، دزدیدن، غصب کردن، بالاکشیدن

the funds had been expropriated by Smith

اسمیت پول‌ها را خورده بود.

* expropriation, n.

1- غصب، اختلاس 2- به زور ستانی، مصادره، مالگیری

ریشه و کاربرد

Verb

To take possession of, especially for public use by the right of eminent domain, thus divesting the title of the private owner.

ریشه

From the Latin 'expropriare' meaning 'to make one's own'.

مثال

  • The government expropriated the land for a new highway.
  • The regime has begun to expropriate property from the wealthy.
  • The state had the power to expropriate private property.

ترکیب‌های رایج

Expropriate land Expropriate property Government expropriate

واژه‌های دیگر با معنی «گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن