exserted معنی فارسی بيرون امده پيش امده معنی کامل و مثالها /-id/adj.● بیرون زده، برآمده، برقلمبیده، جلو آمده واژههای دیگر با معنی «بيرون امده» saleint بيرون امده، درحال جست وخيز (تصوير شده)، برجسته saleintiant بيرون امده، درحال جست وخيز (تصوير شده)، برجسته flange لبه بيرون امده چرخ، پيچ سرتنبوشه، اتصالي ribby داراي دنده هاي بيرون امده، شبيه دنده . petiolar وابسته به برگدم، از برگدم بيرون امده kid glove عاردارنده ازکارکردن، ازلاي زرورق بيرون امده extrusive بيرون اندازنده، اخراج کننده، بيرون امده protrudent بيرون افتاده، جلو امده