saleint معنی فارسی بيرون امده ، درحال جست وخيز (تصوير شده)، برجسته ، چشمگير، بيرون زده . واژههای دیگر با معنی «بيرون امده» saleintiant بيرون امده، درحال جست وخيز (تصوير شده)، برجسته exserted بيرون امده، پيش امده flange لبه بيرون امده چرخ، پيچ سرتنبوشه، اتصالي ribby داراي دنده هاي بيرون امده، شبيه دنده . petiolar وابسته به برگدم، از برگدم بيرون امده kid glove عاردارنده ازکارکردن، ازلاي زرورق بيرون امده extrusive بيرون اندازنده، اخراج کننده، بيرون امده protrudent بيرون افتاده، جلو امده