دیکشنری فارسی

eyelet

UKailit US'aılət

معنی فارسی

حلقه چشمه روزنه مزغل چشم کوچک

معنی کامل و مثال‌ها

/ī´lit/n., vt.

● سوراخ (برای بند کفش یا برای طناب کشتی یا نگهداشتن قلاب و غیره)، سوراخچه

● حلقه (حلقه‌ی فلزی که برای تزیین یا محکم سازی در دهانه‌ی سوراخ قرار می‌دهند مانند حلقه‌ی سوراخ های کفش)

● سوراخ سوزن دوزی شده یا لبه دوزی شده (مانند مادگی دکمه)، (خیاطی) مادگی

● نگاه سوراخ (سوراخ در یا دیوار که از آن دزدانه نگاه می کنند)

● چشم کوچک، هر چیز کوچک چشم مانند، چشمگونه

● مادگی دار کردن (در خیاطی)، چشمچه دار کردن، سوراخ دار کردن، مزغل دار کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Middle English 'oilet', diminutive of 'oil' (eye), from Old French 'oillet', diminutive of 'oil' (eye).

مثال

  • She threaded the cord through the eyelet of her shoe.
  • The curtains were hung on rods through large eyelets.
  • The dress had delicate eyelets along the hem.

ترکیب‌های رایج

Shoe eyelet Curtain eyelet Metal eyelet

تعریف انگلیسی

noun
  1. fastener consisting of a metal ring for lining a small hole to permit the attachment of cords or lines
  2. a small hole (usually round and finished around the edges) in cloth or leather for the passage of a cord or hook or bar

مترادف‌ها

noun
Perforation, aperture, eye, eyelet hole.

واژه‌های دیگر با معنی «حلقه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن