ring aperture معنی فارسی حلقه واژههای دیگر با معنی «حلقه» ring حلقه، محفل، گروه Loop حلقه، حلقه طناب، گره hoop حلقه، انگشتر، تسمه coil حلقه، پيچ، سيم پيچاپيچ برق eyelet حلقه، چشمه، روزنه verticil حلقه، پيچ whorl حلقه، پيچ metamere حلقه somite حلقه do while loop حلقه DO/WHILE، لوپ DO/WHILE