دیکشنری فارسی

whorl

UKwəːl USwə:l

معنی فارسی

حلقه پيچ

معنی کامل و مثال‌ها

/hwôrl/n.

(برای تنظیم حرکت چرخ) چرخ لنگر

(نساجی) لنگر ماسوره، لنگر دوک، چرخه، دوک سره

(گیاه‌شناسی - جوانه‌زنی برگ یا گلبرگ به طور حلقه‌وار در دور ساقه) فراهمه

(جانورشناسی - هر یک از شیارهای صدف‌های مارپیچی) پیچ، گرد شیار

(انگشت‌نگاری) شیارچه

چرخش، پیچ و تاب، چرخ و واچرخ

the whorls of snow

پیچ و تاب‌های برف

(مو) جعد، پیچ مو، فر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a round shape formed by a series of concentric circles (as formed by leaves or flower petals)
  2. a structure consisting of something wound in a continuous series of loops “a coil of rope”
  3. a strand or cluster of hair

واژه‌های دیگر با معنی «حلقه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن