whorl
UKwəːl
USwə:l
معنی فارسی
حلقه پيچ
معنی کامل و مثالها
/hwôrl/n.
● (برای تنظیم حرکت چرخ) چرخ لنگر
● (نساجی) لنگر ماسوره، لنگر دوک، چرخه، دوک سره
● (گیاهشناسی - جوانهزنی برگ یا گلبرگ به طور حلقهوار در دور ساقه) فراهمه
● (جانورشناسی - هر یک از شیارهای صدفهای مارپیچی) پیچ، گرد شیار
● (انگشتنگاری) شیارچه
● چرخش، پیچ و تاب، چرخ و واچرخ
the whorls of snow
پیچ و تابهای برف
● (مو) جعد، پیچ مو، فر
تعریف انگلیسی
noun
- a round shape formed by a series of concentric circles (as formed by leaves or flower petals)
- a structure consisting of something wound in a continuous series of loops “a coil of rope”
- a strand or cluster of hair