دیکشنری فارسی

somite

معنی فارسی

حلقه

معنی کامل و مثال‌ها

/sō´mīt´/n.

● رجوع شود به: metamere

● (رویان مهره داران) تنیزه

تعریف انگلیسی

noun
  1. one of a series of similar body segments into which some animals are divided longitudinally

واژه‌های دیگر با معنی «حلقه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن