somite معنی فارسی حلقه معنی کامل و مثالها /sō´mīt´/n.● رجوع شود به: metamere● (رویان مهره داران) تنیزه واژههای دیگر با معنی «حلقه» ring حلقه، محفل، گروه Loop حلقه، حلقه طناب، گره hoop حلقه، انگشتر، تسمه coil حلقه، پيچ، سيم پيچاپيچ برق eyelet حلقه، چشمه، روزنه verticil حلقه، پيچ whorl حلقه، پيچ metamere حلقه ring aperture حلقه do while loop حلقه DO/WHILE، لوپ DO/WHILE