faineat معنی فارسی بيکاره تنبل واژههای دیگر با معنی «بيکاره» do nothing بيکاره، مهمل، تنبل. ne'er do well ادم بيکاره، ادمي که اميد بهبودي برايش نيست. waste basket سبد کاغذ بيکاره، سبد، زنبيل useless paper کاغذ بيمصرف (بيکاره، باطله) hobo ولگرد، بيکاره، لات otiose بي مصرف، بيکاره، بدردنخور clochard ولگرد، بيکاره weed علف هرزه، گياه بيکاره، آدم دراز و لاغر hulk بدنه کشتي، تنه کشتي، کشتي بيکاره که پيشتربجاي زندان بکارمي بردند goldbrick آجر طلاي مصنوعي، چيز قلابي، چيز بيارزش