دیکشنری فارسی

fairish

UKfɛəriʃ

معنی فارسی

ميانه نسبه خوب

معنی کامل و مثال‌ها

/fer´ish/adj.

نسبتا خوب (یا بزرگ و غیره)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not excessive or extreme “a fairish income” “reasonable prices”
  2. (used of hair or skin) pale or light-colored “a fair complexion”

واژه‌های دیگر با معنی «ميانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن