median line معنی فارسی ميانه واژههای دیگر با معنی «ميانه» moderate ميانه، معتدل، ملايم middling ميانه، وسط، نه بد نه خوب intermediate ميانه، متوسط، در ميان اينده meant ميانه، متوسط، ميان mesne ميانه، مياني، متوسط fairish ميانه، نسبه خوب mezzo ميانه، وسط mediocrity ميانه گي، حد وسط، آدم ميانه حال temperate ميانه رو، معتدل، ملايم centrist ميانه رو