دیکشنری فارسی

falsifying

UKfɔːlsifaiiŋ US'fɔlsə'faııŋ

معنی فارسی

تحريف کردن دست بردن در تکذيب کردن غلط ساختن تقلب کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of determining that something is false

واژه‌های دیگر با معنی «تحريف کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن