falters
UKfɔːltəz
US'fɔltəz
معنی فارسی
گيرکردن پيداکردن باشبهه سخن گفتن تزلزل يالغزش پيداکردن
گيرکردن پيداکردن باشبهه سخن گفتن تزلزل يالغزش پيداکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن