دیکشنری فارسی

fascinator

معنی فارسی

افسونگر جادو (گر) ساحر کسيکه فريبندگي دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/fas´ǝ nāt´ǝr/n.

شیفتگر، شیداگر، مجذوب کننده، مسحور کننده

(قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده)

واژه‌های دیگر با معنی «افسونگر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن