fascinator
معنی فارسی
افسونگر جادو (گر) ساحر کسيکه فريبندگي دارد
معنی کامل و مثالها
/fas´ǝ nāt´ǝr/n.
● شیفتگر، شیداگر، مجذوب کننده، مسحور کننده
● (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده)
افسونگر جادو (گر) ساحر کسيکه فريبندگي دارد
/fas´ǝ nāt´ǝr/n.
● شیفتگر، شیداگر، مجذوب کننده، مسحور کننده
● (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن