spellbinder معنی فارسی افسونگر جادوگر ساحر ساحره معنی کامل و مثالها /-bīn´dǝr/n.● افسونگر، جادوگر، ساحر، ساحره واژههای دیگر با معنی «افسونگر» fascinator افسونگر، جادو (گر)، ساحر siren زن افسونگر، خواننده خوش صدا، سوت femme fatale زن افسونگر، زن بدبخت کننده، زن فريبنده . voudou جادوگر سياه پوست، افسونگر، جادوگري voodooist جادوگر، افسونگر. charmer جذاب، دلربا، افسونگر warlock جادوگر، جادو، ساحر wizard جادوگر، جادو، ساحر wise man جادوگر، جادو، ساحر