دیکشنری فارسی

fathered

UKfɑːðəd US'fɔðəd

معنی فارسی

پدر بابا بزرگ خانواده نيا جد اجداد موجد واشع پير مرشد

واژه‌های دیگر با معنی «پدر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن