fauces
معنی فارسی
گلو حلق
معنی کامل و مثالها
/fô´sēz´/n.pl.
● (کالبد شناسی ـ بخشی از حلق که دهان را به فارینکس و لولهی مری وصل میکند) زبان ریشه، گلوگاه
مترادفها
noun plural
[Lat.] Posterior part of the mouth.
گلو حلق
/fô´sēz´/n.pl.
● (کالبد شناسی ـ بخشی از حلق که دهان را به فارینکس و لولهی مری وصل میکند) زبان ریشه، گلوگاه
noun plural
[Lat.] Posterior part of the mouth.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن