دیکشنری فارسی

feasance

معنی فارسی

انجام ايفاي وظيفه اجرا

معنی کامل و مثال‌ها

/fē´zǝns/n.

(حقوق) انجام تعهد یا شرط یا مسئولیت، اعمال، برآوردن، استیفا

واژه‌های دیگر با معنی «انجام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن