federates
UKfedəreits
معنی فارسی
هم پيمان کردن متحدکردن هم پيمان شدن متحدشدن
هم پيمان کردن متحدکردن هم پيمان شدن متحدشدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن