دیکشنری فارسی

leagued

UKliːgd

معنی فارسی

پيوستن متحدکردن (ياشدن) هم پيمان کردن متفق کردن

مترادف‌ها

adjective
United, combined, allied, confederated, confederate, banded.

واژه‌های دیگر با معنی «پيوستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن