enlink معنی فارسی پيوستن واژههای دیگر با معنی «پيوستن» affix پيوستن، ضميمه کردن، اضافه نمودن adjoin پيوستن، مجاور کردن، نزديک يا متصل کردن annex پيوستن، ضميمه کردن، افزودن conjoin پيوستن، وصل کردن، قرين شدن allies پيوستن، متحدکردن (ياشدن)، هم پيمان کردن ally پيوستن، متحدکردن (ياشدن)، هم پيمان کردن leagued پيوستن، متحدکردن (ياشدن)، هم پيمان کردن connect پيوستن، وصل کردن، متصل شدن melded پيوستن interlock بهم پيوستن، درهم گيرکردن، بهم ارتباط داشتن