دیکشنری فارسی

fiat

US'faıæt

معنی فارسی

حکم امر کن بشود

معنی کامل و مثال‌ها

/fī´at´, -ǝt/n.

(لاتین: چنین باشد، حکم می‌شود که) حکم قانونی، فرمان، دستور، یاسا، امر

under the fiat of the king

تحت فرمان شاه

مترادف‌ها

noun
Decree, order, ordinance, command.

واژه‌های دیگر با معنی «حکم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن