fiche معنی فارسی فيش معنی کامل و مثالها /fēsh/n.● مخفف: رجوع شود به: microfiche واژههای دیگر با معنی «فيش» fizzle فيش، فس، باد در رفتگي ultrafiche ماوراء فيش squib يکجور آتش بازي يا فيش فيشه يا طرقه، هجو rocket موشک، فيش فيشه، بالاجستن sucket حفره، مقر، فيش fizz فش (صداي فيشفيشه ياچيزي که کف ميکند)، هيس، فيش کردن portfire اتش زنه، فندک، برافروختن فيش فيشه هاو مواد اتشگيردر کانها