دیکشنری فارسی

fief

UKfiːf USfi:f

معنی فارسی

حق مزد دست مزد پاي مزد اجرت

معنی کامل و مثال‌ها

/fēf/n.

(در فئودالیسم) زمین قابل ارث‌گذاری که در مقابل خدمت به ارباب در اختیار کشاورز قرار داده می‌شد

مترادف‌ها

noun
Fee, feud.

واژه‌های دیگر با معنی «حق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن