دیکشنری فارسی

fief

UKfiːf USfi:f

معنی فارسی

حق مزد دست مزد پاي مزد اجرت

معنی کامل و مثال‌ها

/fēf/n.

● (در فئودالیسم) زمین قابل ارث‌گذاری که در مقابل خدمت به ارباب در اختیار کشاورز قرار داده می‌شد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a piece of land held under the feudal system

مترادف‌ها

noun
Fee, feud.

واژه‌های دیگر با معنی «حق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن