fieri facias معنی فارسی حکم اجرا اجرائيه واژههای دیگر با معنی «حکم اجرا» nonexecutable statement جمله غير اجرايي، حکم غير قابل اجرا limning انجام دادن، کردن، بجا آوردن quitclaiming انجام دادن، کردن، بجا آوردن render انجام دادن، کردن، بجا آوردن possession money حق الاجرا، حق النسبي، حق الحفظ judgment حکم مجازاتي که پس از انقضاي مدت محکوميت سابق، اجرا ميشود