filarial معنی فارسی رشته پيوک واژههای دیگر با معنی «رشته» range رشته، سلسله، رديف fibre رشته، تار، نخ filament رشته، تار، ليف filaria رشته، پيوک filariae رشته، پيوک series رشته seriated رشته رشته، رديف شده filamentary رشته اي، ليفي، نخ مانند clue سر رشته، اثر، نشان hair worm کرم رشته، کرم پيوک، کرم مويي.