دیکشنری فارسی

filmed

UKfilmd USfılmd

معنی فارسی

پرده نازک فوف ورقه فيلم برداشتن از تارشدن غبارپيداکردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. recorded on film; made into a movie “a filmed documentary” “the filmed version of the novel”

واژه‌های دیگر با معنی «پرده نازک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن