finishing touches معنی فارسی دست کاري پرداخت واژههای دیگر با معنی «دست کاري» aftertouch دست کاري اخر retouch دست کاري کردن، قلم زدن، اصلاح کردن finishing strokes دست کاري نهايي finishing touch دست کاري تکميلي surgical operation عمل جراحي، دست کاري refashion تعمير کردن، دست کاري کردن. subcontract قرار داد فرعي بستن، قرار داد يا کنترات دست دوم، مقاطعه کاري فرعي boo boo اشتباه کاري، دست پاچگي، اشتباه .