دیکشنری فارسی

flam

USflæm

معنی فارسی

فريب حيله لاف وگزاف گزاف گويي فريب دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/flam/n.

(موسیقی‌- نواختن طبل: دو چوبه‌ی طبل را به‌سرعت یکی پس از دیگری بر طبل کوفتن) کوبش نیمه هم‌زمان

واژه‌های دیگر با معنی «فريب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن