دیکشنری فارسی

jape

معنی فارسی

فريب لطيفه گول شوخي دست انداختن شخص طعنه فريب دادن لطيفه زدن مسخره کردن گمراه کردن جماع کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/jāp/n., vi., vt.

شوخی کردن، مسخرگی کردن

بامبول زدن، دست انداختن

(نادر) مسخره کردن (کسی را)

the young men japed at him

مردان جوان او را دست می‌انداختند.

شوخی، مسخرگی، لودگی

his japes made us laugh

لودگی‌های او ما را به خنده آورد.

ریشه و کاربرد

Verb

To joke or quip, especially in a mocking or sarcastic manner.

ریشه

Originates from Middle English 'japen', meaning to trick or deceive.

مثال

  • He was known to jape about serious matters.
  • Don't jape about such things; it's not funny.
  • She japed, trying to lighten the mood.

ترکیب‌های رایج

Jape about Jape at

واژه‌های دیگر با معنی «فريب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن