floaty معنی فارسی سبک ، شناور ، داراي اب نشين کم (درگفتگوي ازکشتي) واژههای دیگر با معنی «سبک» style سبک، شيوه، روش stylistically سبک، شيوه، روش frivolous سبک، پوچ، بيهوده flippant سبک، گستاخ، جسور imponderable سبک، بي وزن محسوس، سنجش ناپذير febricula تب سبک، تب خفيف، تب مختصر light water آب سبک، آب معمولي nimble footed سبک پا، خوش رقص light of foot سبک پا، تندرو light heeled سبک پا، چابک