دیکشنری فارسی

floppy

UKflɔpiː US'flɔpı

معنی فارسی

نرم مسخره وار سست.

معنی کامل و مثال‌ها

/fläp´ē/n., adj.

شل، شل و ول، نرم

آویزان، آویخته

کم جان، بی‌رمق، بی‌حال، زپرتی

رجوع شود به: floppy disk

واژه‌های دیگر با معنی «نرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن