floppy
UKflɔpiː
US'flɔpı
معنی فارسی
نرم مسخره وار سست.
معنی کامل و مثالها
/fläp´ē/n., adj.
● شل، شل و ول، نرم
● آویزان، آویخته
● کم جان، بیرمق، بیحال، زپرتی
● رجوع شود به: floppy disk