دیکشنری فارسی

flump

معنی فارسی

سنگين راه رفتن ، مسخره وار راه رفتن ،

تلوتلوخوردن ، کنده زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/flump/vt., vi., n.

● (صدای افتادن یا حرکت کردن چیز سنگین) تلپ، تپ

● (با صدای تلپ تلپ) راه رفتن یا حرکت کردن یا افتادن، تلپ تلپ کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. fall heavily “Something ----s” “Something is ----ing PP” “The branches flump from the trees”
  2. set (something or oneself) down with or as if with a noise “He planked the money on the table” “He planked himself into the sofa” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s somebody PP” “Somebody ----s something PP”

واژه‌های دیگر با معنی «سنگين راه رفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن