دیکشنری فارسی

focussing

UKfoukəsiŋ US'fəukəsıŋ

معنی فارسی

کانون نقطه احتراق مورد مرکز محل اصلي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the concentration of attention or energy on something “the focus of activity shifted to molecular biology” “he had no direction in his life”

واژه‌های دیگر با معنی «کانون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن