foot infantry معنی فارسی پياده غير سواره پياده نظام واژههای دیگر با معنی «پياده» pawn پياده، پياده شطرنج pignorate پياده، پياده شطرنج pedestrian پياده رو، پياده، وابسته به پياده روي footer پياده رو، گام زن، ولگرد footpath پياده رو footway پياده رو side walk پياده رو side-walk پياده رو sidewalk پياده رو walkway پياده رو