foot-slogger معنی فارسی پياده (پا) واژههای دیگر با معنی «پياده (پا)» foot passenger مسافر پياده، پياده پا، رهسپار pedestrian پياده رو، پياده، وابسته به پياده روي foot پا، پاي، قدم ped سبد، زنبيل، پا.