دیکشنری فارسی

forcing

UKfɔːsiŋ US'fɔ:sıŋ

معنی فارسی

زور نيرو توان توانايي عنف اجبار تاثير جريان عده اهميت

واژه‌های دیگر با معنی «زور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن