دیکشنری فارسی

forepart

UKfɔːrepɑːt

معنی فارسی

جلو قسمت جلو سر و دست سر و سينه

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´pärt´/n.

● اولین بخش، قدیم‌ترین بخش، پیشین‌ترین بخش

● جلوترین بخش

تعریف انگلیسی

noun
  1. the side that is forward or prominent

واژه‌های دیگر با معنی «جلو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن