forrarder معنی فارسی جلوتر پيشتر. واژههای دیگر با معنی «جلوتر» precede جلوتر، بيشتر بودن از، مقدم بودن بر draw away جلوتر از ديگران حرکت کردن (در مسابقه وغيره)، ديگران را پست سرگذاشتن. preengagement تعهد قبلي، کار جلوتر surpass پيش افتادن از، جلوتر بودن از، عقب گذاشتن negative stagger ترتيب قرارگرفتن بالهاي هواپيماهي دوباله، بطوريکه لبه حمله بال پاييني جلوتر از، بخش متناظر بال بالايي قرارگيرد forrader فرستنده، حمل کننده، جلوتر further بيشتر، ديگر، مجد د