دیکشنری فارسی

fortitude

UKfɔːtitjuːd US'fɔ:tı'tu:d

معنی فارسی

بردباري شکيبايي طاقت تحمل متانت ثبات

معنی کامل و مثال‌ها

/fôrt´ǝ tōōd´, -tyōōd´/n.

● بردباری، شکیبایی

to bear a calamity with fortitude

فاجعه‌ای را با بردباری تحمل کردن

● شجاعت خلل‌ناپذیر، پایداری سخت، نستوهی، نستوه بودن

تعریف انگلیسی

noun
  1. strength of mind that enables one to endure adversity with courage

مترادف‌ها

noun
Endurance (with courage), firmness, resolution, patience, strength of mind, passive courage.

واژه‌های دیگر با معنی «بردباري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن