frigging
معنی فارسی
لعنتي بد
معنی کامل و مثالها
/frig´'n/adj., adv.
● (خودمانی - ناپسند - برای نشان دادن ناخشنودی و غیره) لعنتی، بد
لعنتي بد
/frig´'n/adj., adv.
● (خودمانی - ناپسند - برای نشان دادن ناخشنودی و غیره) لعنتی، بد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن