دیکشنری فارسی

fructuous

معنی فارسی

ميوه دار باردار سودمند مثمرثمر

معنی کامل و مثال‌ها

/fruk´chōō ǝs/adj.

پر بار، پر میوه، پر ثمر، پر حاصل

واژه‌های دیگر با معنی «ميوه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن