دیکشنری فارسی

frugalness

معنی فارسی

صرفه جو خانه دار ميانه رو صرفه دار ساده کم مختصر کم خرج

تعریف انگلیسی

noun
  1. prudence in avoiding waste

واژه‌های دیگر با معنی «صرفه جو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن