fucate معنی فارسی رنگ زده رنگ کرده جازده واژههای دیگر با معنی «رنگ زده» painty زياد رنگ زده، بد رنگ زده، رنگ نما colorific رنگ اور، رنگ ده، رنگ زده appall ترسناک، ترساننده، ترساندن rusty زنگ زده، زنگ نما، کهنه نما drysalter رنگ فروش، فروشنده موادشيميايي، فروشنده گوشت نمک زده وخشک شده appal ترساندن، وحشت زده کردن، وحشت زده شدن appallingly ترساندن، وحشت زده کردن، رنگ از رو پراندن