دیکشنری فارسی

fumes

UKfjuːmz USfju:mz

معنی فارسی

دود بخار بخاربدبو بخارمعده رنجش خشم بخاردادن رنجيدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. gases ejected from an engine as waste products

واژه‌های دیگر با معنی «دود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن