دیکشنری فارسی

funding

UKfʌndiŋ US'fʌndıŋ

معنی فارسی

وجه تنخواه ذخيره پشت بند صندوق پشتوانه سرمايه گذاشتن در

تعریف انگلیسی

noun
  1. financial resources provided to make some project possible “the foundation provided support for the experiment”
  2. the act of financing

واژه‌های دیگر با معنی «وجه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن