دیکشنری فارسی

funicle

معنی فارسی

بند رشته ساقه تخمچه رشته تخم چه

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō´ni kǝl/n.

● بند، رشته، بندیزه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the stalk of a plant ovule or seed

مترادف‌ها

noun
1. Fibre, filament, small cord, small ligature.
2. (Botany) Protosperm, filamentous support of the ovule.

واژه‌های دیگر با معنی «بند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن