دیکشنری فارسی

funiculus

معنی فارسی

بند بندناف ساقه تخم چه

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō nik´yōō lǝs/n., pl.

(کالبد شناسی) بندیزچه، طناب، رشته، بندیزه

(مهجور) بند ناف

(گیاه شناسی) بند تخمک

تعریف انگلیسی

noun
  1. the stalk of a plant ovule or seed
  2. any of several body structure resembling a cord

واژه‌های دیگر با معنی «بند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن